تبلیغات
اشک انار (ادبی ،اجتماعی)) - جایگاه رفیع یمن و یمنی ها در اسلام و تشیع
یادداشتی از مهدی نصیری؛

***

الف. مدح یمن و یمنی‌ها در روایات
1. یمنی‌ها اولین قومی بودند که دعوت حضرت ابراهیم برای حج خانه خدا را اجابت کردند.
مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی از امام باقر و یا امام صادق علیهما السلام روایت می کند که:

إِنَّ إِبْرَاهِیمَ أَذَّنَ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی إِبْرَاهِیمُ خَلِیلُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تَحُجُّوا هَذَا الْبَیْتَ ... وَ كَانَ أَوَّلُ مَنْ أَجَابَهُ مِنْ أَهْلِ‏ الْیَمَن یعنی ابراهیم علیه السلام مردم را به حج دعوت کرد و فرمود: ای مردم من ابراهیم خلیل الله هستم. خداوند به شما فرمان می دهد که حج این خانه (کعبه) را به جا آورید... اولین کسانی که دعوت ابراهیم را اجابت کردند گروهی از یمنی ها بودند. (كافی ؛ ج‏4 ؛ ص205)

2. یمنی ها توسط امیرالمؤمنین علیه السلام اسلام را پذیرفتند
از مسلمات تاریخی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خالد بن ولید را به همراه جمعی از مسلمانان از جمله براء بن عازب برای دعوت مردم یمن به اسلام به آن سرزمین اعزام کرد اما پس از شش ماه تلاش حتی یک نفر هم اسلام را نپذیرفت. این امر بر پیامبر صلی الله علیه و آله ناخوش آمد و لذا امیرالمؤمنین علی علیه السلام را برای اعزام به یمن فراخواند و به او فرمود تا خالد و همراهانش را بازگرداند و البته فرمود اگر کسی از آنان مایل بود با علی علیه السلام بماند مانع او نشود.

یمنی‌ها اصل شیعه‌اند/ 34 شهید کربلا، مالک اشتر، کمیل، مقداد، اویس، حُجر، عمرو بن‌حمق و هانی، یمنی بوده‌اند/ فروپاشی آل‌سعود به دست یمنی‌ها از مقدمات ظهور است

براء بن عازب که از جمله کسانی بود که با امیرالمؤمنین علیه السلام باقی ماند می گوید: چون یمنی ها خبردار شدند که علی علیه السلام به یمن آمده است، سراغ او آمده و دور او را گرفتند. پس از آن که علی علیه السلام نماز صبح را با ما خواند، برخاست و پس از حمد و ثنای خداوند نامه پیامبر صلی الله علیه و آله را برای مردم قرائت کرد و در همان روز کل قبیله همدان اسلام را پذیرفتند. علی علیه السلام خبر مسلمان شدن همدانی ها را که از قبایل مهم یمن بودند، طی نامه ای به اظلاع رسول الله صلی الله علیه و آله رساند و چون حضرت نامه علی علیه السلام را خواند، بسی شکفته و شادمان شد و سجده شکر به جای آورد و پس از سجده نشست و فرمود: سلام بر همدان، سلام بر همدان. و دیری نپایید که دیگر قبایل یمنی نیز به اسلام گرویدند. (شیخ مفید، الارشاد، ج 1، ص 62 / بحار الانوار، ج 21، ص 363)

این واقعه ضمن آن که فضیلتی برای امیرالمؤمنین علیه السلام محسوب می شود، فضیلتی هم برای اهل یمن است که مسلمان شده به دست عالی‌ترین صحابی و برترین شخصیت جهان پس از پیامبر صلی الله علیه و آله می باشند و گویا اسلام نیاوردن آنها توسط خالد بن ولید نه از سر انکار و مقاومت بلکه به دلیل استقبال از تقدیری نیکو بوده است که خداوند برای آنها رقم زده بوده است و آن مسلمان شدن به دست امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است.

3. پیامبر صلی الله علیه و آله: آن که یمنی ها را دوست بدارد مرا دوست داشته  و هر که با آنها کینه ورزی کند با من کینه ورزی کرده است
امیر المؤمنین علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت می کند که فرمود: مَنْ أَحَبَّ أَهْلَ‏ الْیَمَنِ‏ فَقَدْ أَحَبَّنِی وَ مَنْ أَبْغَضَهُمْ فَقَدْ أَبْغَضَنِی‏ یعنی هر که یمنی ها را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنها کینه ورزی کند با من کینه ورزی کرده است. (كمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص 541/ كنز الفوائد، ج‏2، ص154/ بحار الانوار ج 34، ص 333)

یمنی‌ها اصل شیعه‌اند/ 34 شهید کربلا، مالک اشتر، کمیل، مقداد، اویس، حُجر، عمرو بن‌حمق و هانی، یمنی بوده‌اند/ فروپاشی آل‌سعود به دست یمنی‌ها از مقدمات ظهور است

4. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: بهترین مردان یمنی، ایمان یمنی و من نیز یمنی ام

در كتاب جعفر بن محمّد بن شریح آمده است: روزی رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از اسب‌ها در نزد عیینة بن حصین بن حذیفه بدر سان دید. رسول خدا به او گفت: من اسب‏‌شناس‏‌ترم از تو. عیینة گفت: من مرد شناس‌ترم از تو. پیغمبر فرمود: چطور؟ گفت: بهترین مردان آنانند كه تیغ بر دوش نهند و نیزه‏‌ها را بر شانه اسب‌هاشان گذارند و اینان مردم نجدند. پیغمبر فرمود:
كذبت ان خیر الرجال اهل‏ الیمن‏ و الایمان یمان و انا یمانى و اكثر قبائل دخول الجنة یوم القیمة مذحج یعنی: دروغ گفتى، بهترین مردان مردم یمن باشند؛ ایمان یمانى (یمانی منسوب به یمن و عبارتی دیگر از یمنی است( است و من هم یمانی‌ام و بیشترین تیره‏اى كه روز قیامت به بهشت روند مذحج (قبیله ای یمنی که مالک اشتر از آن قبیله بود) باشند. (الأصول الستة عشر ، ص 81/ بحار الأنوار، ج‏57، ص233(

در روایتی دیگر همین ماجرا به صورت زیر نقل شده است:

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص كَذَبْتَ بَلْ رِجَالُ أَهْلِ‏ الْیَمَنِ‏ أَفْضَلُ الْإِیمَانُ یَمَانِیٌّ وَ الْحِكْمَةُ یَمَانِیَّةٌ وَ لَوْ لَا الْهِجْرَةُ لَكُنْتُ امْرَأً مِنْ أَهْلِ‏ الْیَمَنِ‏ ....‏ وَ مَذْحِجُ أَكْثَرُ قَبِیلٍ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ
یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دروغ گفتی، بلکه مردان یمنی برترند، ایمان یمنی و حکمت یمنی است و اگر نبود هجرت (یعنی اگر مامور به هجرت به مدینه نبودم یمن را به عنوان وطن انتخاب می کردم و یا اگر در زمره مهاجران نبودم خود را در زمره انصار که یمنی الاصل هستند، محسوب می کردم) و قبیله مذحج بیش از همه به بهشت وارد می شوند. (كافی، ج‏8، ص70)


5. خویشاوندان شعیب و دانشمندان شایسته موسی  
ابن عباس روایت می کند که هر گاه پیامبر صلی الله علیه و آله با جمعی یمنی برخورد می کردند، می فرمودند: مرحبا برهط شعیب و احبار موسى. آفرین بر خویشاوندان شعیب و دانشمندان شایسته موسی. (الأصول الستة عشر ص 251 /  بحار الأنوار، ج‏57، ص222)
از روایت چنین بر می آید که خویشاوندان شعیب که نزد قوم شعیب عزیز و محترم بودند و نیز دانشمندان شایسته پیرو موسی علیه السلام یمنی و یا یمنی الاصل بوده اند.

6. پیامبر صلی الله علیه و آله: نفس خداوند رحمن از جانب یمن به سویم می آید
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: إِنَ‏ نَفَسَ‏ الرَّحْمَنِ‏ یَأْتِینِی‏ مِنْ‏ قِبَلِ‏ الْیَمَنِ‏ فَحَیِیَتْ بِذَلِكَ النَّفَسِ صُورَةُ الْإِیمَان‏ یعنی نفس رحمن از سوی یمن به سویم می آید و به این نفس است که صورت و بنای ایمان زنده و برپا می شود (عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج‏4، ص 97)

این مضمون به شکلی دیگر نیز روایت شده است:  ألا أن الایمان یمان و الحكمة یمانیة، و أجد نفس ربكم من قبل الیمن یعنی ایمان یمنی و حکمت یمنی است و من نفس پروردگارتان را از سوی یمن حس می کنم. (مسند أحمد بن حنبل، ج 3 ص 541)

محدثان در توضیح این روایت گفته اند که چون اهل یمن و از جمله انصار که یمنی الاصل بودند، بیشترین حمایت را از پیامبر صلی الله علیه و آله به عمل آوردند، آن حضرت آنان را این چنین ستوده است.

7. یمنی‌ها نرم‌دل‌ترین مردمند
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله باری در باره مردم یمن فرمودند: أهل‏ الیمن‏ أرقَّ قلوباً وألینَ أفئدة و أبخع طاعة
یعنی مردم یمن رقیق القلب ترین و نرم دل ترین و مطیع ترین مردمند. (شرح كافی ملا صالح مازندرانی، ج‏4، ص 281)

یمنی‌ها اصل شیعه‌اند/ 34 شهید کربلا، مالک اشتر، کمیل، مقداد، اویس، حُجر، عمرو بن‌حمق و هانی، یمنی بوده‌اند/ فروپاشی آل‌سعود به دست یمنی‌ها از مقدمات ظهور است

8. افتخاری بی‌نظیر، انحصاری و با شکوه برای یمنی‌ها

در کتاب غیبت نعمانی از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده است: مردمی از یمن با چهره‌هایی گشاده و بشّاش به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدند و چون بر آن حضرت وارد شدند، فرمود: اینان مردمی نازک‌دل و دارای ایمانی راسخ هستند و «منصور» از ایشان است که با هفتاد هزار رزمنده برای یاری خَلَف من و خَلَف وصیّ من خروج می‌کند، رزمندگانی که حمایل شمشیرهای‌شان از مَسَدّ (طنابی از لیف یا برگ درخت خرما) است. عرض کردند: یا رسول الله، وصیّ شما کیست؟ فرمود: او همان کسی است که شما را امر نمود که به وی چنگ زنید و خداوند عزّوجل فرمود: «وَ اعْتَصِمُواْ بحَِبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا»،(و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراكنده نشوید.) گفتند: برای ما توضیح دهید که این ریسمان چیست؟ فرمود: این ریسمان مصداق کلام خداست که فرمود: «إِلَّا بحَِبْلٍ مِّنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ»،(مگر آنكه به پناه امان خدا و زینهار مردم روند.) که«حَِبْلٍ مِّنَ اللَّهِ » کتاب اوست و «حَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ» وصیّ من است. عرض کردند: یا رسول الله، وصی تو کیست؟ فرمود: او همانی است که خداوند درباره‌اش فرمود: «أَن تَقُولَ نَفْسٌ یَاحَسْرَتىَ‏ عَلىَ‏ مَا فَرَّطتُ فىِ جَنبِ الله»،(تا آنكه [مبادا] كسى بگوید: «دریغا بر آنچه در حضور خدا كوتاهى ورزیدم‏».) گفتند: یا رسول الله، «جنب الله» کیست؟ فرمود: همانی است که خداوند درباره وی فرموده است: «وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلىَ‏ یَدَیْهِ یَقُولُ یَالَیْتَنىِ اتخََّذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً»،(و روزى است كه ستمكار دستهاى خود را مى‏گَزد [و] مى‏گوید: «اى كاش با پیامبر راهى برمى‏گرفتم.») او وصیّ من است و راه رسیدن به من بعد از من است.

یمنی ها گفتند: یا رسول الله، تو را به آنکه شما را به حقّ فرستاد، او را به ما نشان دهید که مشتاق دیدن وی گشتیم! فرمود: او همان کسی است که خداوند او را آیت و نشانه‌ای برای مؤمنانی قرار داد که نور ایمان از سیمایشان می‌درخشد. اگر همانند کسی که صاحب دل باشد یا گوش دل فرا دهد در حالی که خود گواهی دهد به او بنگرید، خواهید دانست که او وصیّ من است همان‌طور که دانستید من پیامبر شما هستم؛ به میان صف‌ها روید و به چهره‌ها خیره شوید. پس دلتان به هرکس متمایل شد، وصیّ من اوست، زیرا خداوند عزّوجل در کتاب خود می‌فرماید: «فَاجْعَلْ أَفِْئدَةً مِّنَ النَّاسِ تهَْوِى إِلَیهِْم‏»،(پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرایش ده‏.) هم به سوی خودش و هم به سوی ذرّیه او علیهم السلام.



یمنی‌ها اصل شیعه‌اند/ 34 شهید کربلا، مالک اشتر، کمیل، مقداد، اویس، حُجر، عمرو بن‌حمق و هانی، یمنی بوده‌اند/ فروپاشی آل‌سعود به دست یمنی‌ها از مقدمات ظهور است



ب: چهره‌های برجسته یمنی در اسلام و تشیع
 

چهره های شاخص و برجسته ای از یمنی ها در تاریخ اسلام و تشیع رخ نموده اند که در زیر فهرست وار به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1. انصار ریشه یمنی دارند
ریشه و اصل انصار که مرکب از دو قبیله اوس و خزرج بودند و در پیروزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر مشرکین و کفار جزیرة العرب و استقرار اسلام، نقشی بی بدیل داشتند، به قبیله ازد که یمنی است بر می گردد. و برخی از صاحبنظران ستایشهای پیامبر از یمن و یمنی ها را ناظر به همین مساله دانسته اند.

2. دفاع یمنی‌ها از اهل بیت علیهم السلام بعد از سقیفه
از تعداد 23 نفری كه هسته‌اولیه تشیع بعد از ماجرای سقیفه را تشكیل دادند ده نفر از انصار یمنی بودند. در گزارش دیگری آمده است كه وقتی زیاد بن لبید انصاری نماینده خلیفه در حضرموت بود، برخی از سران قبایل یمنی به او گفتند: ما از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله اطاعت خواهیم كرد، چرا شما آنان را از خلافت باز داشتید. (نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت، ص 86 )

3. توصیه ابن عباس به امام حسین علیه السلام
زمانی كه امام حسین علیه السلام قصد رفتن به كوفه را داشت، عبدالله بن عباس از آن حضرت خواست تا به جای كوفه، به سرزمین یمن برود و در آنجا ساکن شود؛ چون در این سرزمین شیعیانی بودند كه دل در گرو محبت اهل بیت داشتند. (اخبار‌الطوال، ابوحنیفه دینوری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، نشر نی، ص291 )

4. 34 تن از شهدای کربلا یمنی بوده اند    
برخی از مورخان از مجموع 72 تن شهید کربلا 34 تن آنان را یمنی دانسته اند. (نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت، ص 200)

5. یمنی ها از عناصر اصلی در نهضت توابین بودند
بعد از واقعه عاشورا، گروهی از شیعیان از این كه در دفاع از سیدالشهداء  كوتاهی كردند، از رفتار خود سخت پشیمان شدند و برای این كه گذشته را جبران كنند، هسته‌های مقاومت را علیه سلطه اموی ایجاد كردند. از جمله این تحركات، اقدام نظامی گروه توابین بود كه به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی حركت اعتراضی خود را آغاز كرد. یمنی ها در زمره عناصر اصلی این نهضت شیعی بودند  و بعدها جان خود را در دفاع از اهل بیت از دست دادند. (مقاله مروری گذرا بر تاریخچه شیعیان یمن، نوشته فتاح غلامی به نقل از تشیع در مسیر تاریخ، ص 272)

 6. اویس قرنی
اویس بن عامر مرادیِ قرنیِ یمنی به خاطر ایمان قوی و فوق العاده اش و به خاطر پذیرش ولایت امیرالمؤمنین و شهادت در رکاب آن حضرت یکی از نورانی ترین چهره های عالم اسلام و تشیع به شمار می رود.

اویس در زمان حیات رسول الله صلی الله علیه و آله مسلمان شد اما چون به خاطر ضرورت خدمت به مادرش موفق به دیدار آن حضرت نشد او را جزء تابعان بر شمرده اند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله او را برترین و عالی مقام ترین تابعان توصیف کرده (صحیح مسلم ج 4 ص 1968/ الطبقات الكبرى‏ ج 6 ص 163) و فرموده است که اویس در قیامت برای جمعی کثیر از مردم شفاعت خواهد کرد (إرشاد شیخ مفید، ج 1 ص 316/ رجال كشّی ج ،1 ص 316 ) و نیز فرموده است: «خَلیلی مِن هذهِ الامّةِ اویسُ القَرَنِی» یعنی خلیل و دوست من از امت اسلام اویس قرنی است. (طبقات كبرى‏ ج 6 ص 163/ تاریخ مدینة دمشق ج 9 ص 442)

اویس در عبادت خداوند بسی کوشا بود و گاه تمامی شب را به سجده می گذراند.

اویس از یاران خاص امیرالمؤمنین علیه السلام بود که در جنگ جمل و صفین در رکاب آن حضرت جنگید و با وعده امیرالمرمنین به او برای نیل به مقام والای شهادت در نبرد صفین به شهادت رسید. (اسد الغابة: ج 1 ص 333 الرقم 331/ رجال الكشّی: ج 1 ص 316)



7. مالک اشتر نخعی
وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله برای دعوت مردم یمن به اسلام به آن سرزمین اعزام شد، از جمله قبایلی که پس از دیدار با امیرالمؤمنین به سرعت به اسلام گرایش پیدا کردند، قبیله مالک اشتر به نام نخع بود و از همین جا بود که آشنایی و پیوند ویژه مالک با امیرالمؤمنین آغاز شد. مالک چون موفق به دیدار رسول خدا صلی الله علیه و آله نشد و پس از رحلت ایشان به مدینه آمد، در زمره تابعان قرار دارد.


امیرالمؤمنین علیه السلام توصیفات بسیار عالی و بلندی در باره مالک دارد. وقتی آن حضرت مالک  را به عنوان حاکم مصر انتخاب نمود، این مسلمان و شیعه یمنی را برای مردم مصر چنین معرفی نمود:  

«همانا من بنده‌اى از بندگان خدا را به سوى شما فرستادم كه در روزهاى ترسناك نمى‌خوابد، و در اوقات هراس‌انگیز از دشمن روى برنمىتابد. او از رزمنده‌ترین بندگان خدا، و داراى گرامى‌ترین حسب و شریفترین آن در میان آنهاست. بر نابكاران از سوزش آتش زیانبارتر است، و دورترین مردم از عار و ننگ است، و او همان مالك بن حارث اشتر است. وى بسان شمشیرى است كه دندانه تیزش و تیزى لبه‌اش به كندى نگراید، زود از میدان نگریزد، و به هنگام رزم با متانت و سنگین است. اندیشه‌اى عمیق و ریشه‌دار و صبر و تحمّلى نكو دارد، پس سخنش را بشنوید و امرش را فرمان برید. ( بحار الأنوار ؛ ج‏33 ؛ ص553 )

چون خبر شهادت اشتر به امیر المؤمنین علیه السلام رسید، آهى بركشید و بسیار افسوس خورد و فرمود: «آفرین خدا بر مالك، او اگر از كوه بود، البتّه بزرگترین ستون و صخره آن بود؛ و اگر از سنگ بود، همانا سنگ سختى بود. ای مالك! راستى كه به خدا سوگند، مرگ تو جهانى را ویران ساخت، و مویه كنان بر چون توئى باید مویه سر دهند.» (بحار الأنوار ؛ ج‏33 ؛ ص554 )

۸. حجر بن عدی
از دیگر چهره های درخشان یمنی در تاریخ اسلام و تشیع، حجر بن عدی است.  حجر مشهور به زهد و عبادت و شجاعت و بصیرت و فصاحت بود و  از یاران و فرماندهان برجسته امیرالمؤمنین علیه السلام بود که در تمامی نبردهای حضرت حضور داشت. او باری وفاداری خود و قبیله اش را به امیرالمؤمنین چنین ابراز داشت:

«اى امیر مؤمنان، ما فرزند جنگ و مرد پیكاریم، كسانى هستیم كه سر در پى جنگ نهیم و از آن بهره گیریم. جنگ ما را آزموده و ما خود، جنگ را آزموده‏ایم. ما را همدستانى با شایستگی هاى جنگى، و قبیله‏اى پر شمار و اندیشه‏اى آزموده و تحمّلى ستوده است. زمام، به فرمانبردارى از تو و شنوایى فرمان تو سپرده است. اگر به خاورمان كشانى رو به خاور آریم و اگر به باخترمان خوانى جانب باختر شویم و هر فرمان كه تو فرمایى همچنان كنیم. على گفت: «آیا رأى تمام افراد قوم تو چون رأى توست؟» حجر گفت: «من از ایشان جز نیك ندیده‏ام و اینك این دو دست من است كه از جانب ایشان به شنوایى فرمان و اطاعت از تو و نیك پاسخى به تو فرا مى‏آرم و در دست تو مى‏نهم» امیرالمؤمنین علیه السلام به او فرمود: خیر باشد.» (پیكار صفین / ترجمه وقعة صفین ؛ ص144)

محمد بن حنفیه می گوید: ما شب بیستم ماه رمضان همراه پدرم خوابیدیم در حالی که سمّ به پاهای ایشان سرایت کرده بود و آن شب نشسته نماز می‌خواند و به ما وصیت می‌کرد و ما را دلداری می‌داد و تا سپیده دم ما را از کار خود آگاه می‌ساخت. چون صبح فرا رسید مردم برای ملاقات ایشان اجازه ورود گرفتند. امام علیه السلام به آن‌ها اجازه داد، آن‌ها وارد شدند و به ایشان سلام کردند. امام نیز جواب سلام آن‌ها را می‌داد. سپس فرمود: ای مردم قبل از اینکه مرا از دست بدهید از من سؤال کنید و به خاطر مصیبتی که به امامتان وارد شده است سؤالات را کوتاه کنید. آن گاه مردم به شدت گریستند و برای مدارا کردن با ایشان کم سؤال کردند. پس حجر بن عدی طائیّ برخاست و این ابیات را سرود:

«آه از حسرت و اندوهم برای مولای پرهیزگار و پدر طاهرین، حیدر پاک.
کافر، گناهکار و زنازاده، لعین و هرزه و فساد کننده در زمین و شقی، او را کشت.
پس پروردگار ما به کسانی که از شما روی گردان شوند، لعنت فرستد و لعنت را از شما و من دور گرداند.
چون شما در روز محشر ذخیره و توشه من هستید و شما عترت پیامبر هدایت گر هستید.»

هنگامی که امام او را دید و شعر او را شنید، فرمود: اگر از تو خواسته شود از من برائت بجویی چه چیزی ممکن است بگویی؟ او گفت: ای امیر مؤمنان! به خدا سوگند اگر با شمشیر تکه تکه شوم و در آتش سوزان بیفتم همه آن ها را بر برائت از شما ترجیح می‌دهم. امام علیه السلام فرمود: ای حجر! خداوند همه خوبی‌ها را نصیب تو گرداند، خداوند از اهل بیت پیامبرت به تو پاداش خیر عطا کند. (بحارالانوار ج 2 ص 290)

حجر در زمان امام حسن علیه السلام جزء جان نثاران و اصحاب سرّ آن حضرت بود. حجر از صلح امام حسن علیه السلام با معاویه دلخور شد و وقتی دلخوری خود را با امام در میان گذاشت امام به او فرمود: اگر یاران من چون تو بودند، معاهده صلح را امضاء نمی کردم. (أنساب الأشراف: ج 3 ص 365/ مکاتیب الائمه، ج1 ص 432)



از افتخارات حجر بن عدی توصیفی است که امام حسین علیه السلام در باره وی کرده است. آن حضرت طی نامه ای به معاویه او را به خاطر به شهادت رساندن حجر و دوستانش سرزنش فرمود و در توصیف آنان نوشت:

«مگر تو قاتل حجر بن‏ عدى‏ برادر كنده و أصحاب صالح مطیع عابد او نیستى، آنان منكر ظلم بوده و بدعت را بد شمرده و حكم كتاب خدا را پیش مى‏انداختند، و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‏ترسیدند، تو از سر ظلم و عدوان همه‏اشان را از لب تیغ گذراندى!». (إحتجاج طبرسی ج‏2 ؛ ص297/ بحار الانوار ج 44 ص 213)

۹. عمرو بن حَمَق خزاعی
عمرو بن حَمق خزاعی نیز از جمله نام آوران یمنی در اسلام و تشیع است. عمرو از آن دسته از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که آن حضرت گواهی بر بهشتی بودنشان داده بود. بر اساس روایتی عمرو ماجرای مسلمان شدنش را این چنین شرح می دهد: عمرو می گوید مراقبت یکی از شتران قومش را بر عهده داشت و قوم او پایبند به عهد و پیمان پیامبر صلی الله علیه و آله بودند، و گروهی از یاران پیامبر بر او گذر کردند که پیامبر آنان را در لشکری رهسپار کرده بود. آنان پیش از حرکت گفتند: ای رسول خدا، توشه-ای همراه نداریم و راه را نمی‌شناسیم. پیامبر فرمود: به زودی با مردی سپیدرو روبه رو خواهید شد که به شما غذا خورانده و آب می‌نوشاند و راه را به شما می‌نمایاند. این شخص از اهل بهشت است.

عمرو می گوید: حرکت کردند تا اینکه در پایان روز به نزد من رسیدند. من به خدمتکارانم دستور دادم که چهارپایانی را قربانی کرده و برای آن قوم شیر ببرند. آنان شب‌هنگام  هر چقدر خواستند از گوشت خورده و از شیر نوشیدند. سپس شب را به صبح رساندند. به آنان گفتم: تا سیر نخورید و سیر نیاشامید، اجازه نمی‌دهم از نزد من بروید. یکی از آنان خنده‌ای کرد و مطلبی به دوستش گفت. گفتم: چه چیز تو را به خنده واداشت؟ گفت: به بشارت خدا و رسولش مژده بده. گفتم: آن بشارت چیست؟ گوید: آن مرد گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را به این دشت فرستاد و ما به او گفتیم: توشه‌ای نداریم و راه را نمی-شناسیم. پیامبر فرمود: با مردی سپیدرو ملاقات می‌کنید که به شما غذا داده و شما را سیراب می‌گرداند و راه را به شما می‌نمایاند و آن مرد از اهل بهشت است. و ما با کسی جز تو که مطابق با توصیف پیامبر باشد، روبه رو نشدیم.

عمرو گوید: با آنان حرکت کردم و آن‌ها را به راه و مسیر رهنمون کردم، سپس به نزد خدمتکارانم بازگشتم و به خدمتکارانم گفتم شترم را آماده کنند و در همان حال به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله به راه افتادم تا اینکه بیعت کرده و اسلام آوردم .

سپس عمرو گوید: پس با رسول خدا به پا خاستم و با او در غزوه‌های زیادی شرکت کردم تا اینکه خداوند ییامبرش را قبض روح کرد. (إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات؛ ج‏1؛ ص414/ بحار الانوار ج 34 ص 278)

عمرو بعدا از یاران خاص امیرالمرمنین علیه السلام شد و در جنگهای جمل و صفین و نهروان از فرماندهان سپاه آن حضرت بود.

همان‌گونه که در باره اویس قرنی گفتیم امام موسی بن جعفر علیهما السلام در روایتی فرموده اند: «روز قیامت منادی ندا می کند: کجایند حواریون و یاران ویژه علی ابن ابی طالب، جانشین محمد بن عبدالله رسول خدا صلی الله علیه و آله؟ درپی این ندا، عمرو بن حمق خزاعی و محمد بن ابی بکر و میثم تمار و اویس قرنی برمی‌خیزند.»

عمرو باری وفاداری و تبعیت خود از امیرالمؤمنین علیه السلام را چنین عمیق و پرمغز ابراز کرد:

«سوگند به خدا به خاطر مال و ثروتی که به من بدهی، و به خاطر درخواست ریاستی که بدان نام مرا بلند گردانی، نزد تو شرفیاب نشده‌ام بلکه تنها مقصودم از آمدن نزد تو این است که تو پسرعموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و شایسته‌ترین و سزاوارترین مردم نسبت به او هستی، و به این خاطر که همسر فاطمه سرور زنان جهان، و پدر نسلی هستی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به جا مانده است، و به این دلیل که نقش و جایگاه تو از مهاجران و انصار بزرگتر است. سوگند به خدا اگر انتقال کوه‌های ثابت و استوار و دریاهای مالامال را برای ابد بر عهده من بنهی تا اینکه روز مرگم فرا برسد، درحالی که در دستم شمشیرم باشد که با آن دشمنت را به لرزه درآورم و دوستدارت را نیرومند بگردانم و خداوند به واسطه شمشیرم مجد و بزرگی تو را بالا ببرد و حجّتت را روشن و غالب سازد، گمان نمی‌کنم توانسته باشم حقّی را که از تو بر گردن من است ادا کنم.»

پس امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «پروردگارا قلب او را نورانی کن و او را به راه مستقیم هدایت فرما. ای کاش در میان شیعیان من صد نفر مانند تو بودند.» (اختصاص/ ص 15)

گواهی امام حسین علیه السلام در باره عمرو بن حمق خزاعی یمنی نیز بسیار عالی است. آن حضرت طی نامه ای به معاویه او را در باره به شهادت رساندن حجر بن عدی (که پیش از این گفتیم) و عمرو بن حمق خزاعی یمنی چنین سرزنش کرد:

«مگر تو قاتل عمرو بن‏ حمق‏، صحابه گرامى رسول خدا نیستى؛ بنده صالحى كه شدّت عبادت او را تحلیل برده و رنگش را زرد و جسمش را نحیف كرده بود، پس از آنكه او را به عهد و میثاق الهى امانش دادى، امانى كه اگر به پرندگان داده بودى همه آنها از بالاى كوه بر تو نازل مى‏شدند، سپس تو آن بزرگوار را از سر گستاخى و بى‏شرمى بر خداى و كوچك شمردن عهد و پیمان او به قتل رساندى! (الإحتجاج / ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 88)


10. هانی بن عروه
 هانى بن عروه غطیفى مرادى از قبیله مذحج یمن، از شخصیتها و بزرگان كوفه بود. او از صحابه پیامبر صلی الله علیه و اله که حیات پیامبر را درك كرده، و از دوستان مخصوص امیرالمؤمنین علیه السلام بود که در جنگ جمل، صفّین و نهروان شركت داشت، و از اركان قیام حجر بن‏ عدى‏ بر ضدّ زیاد بن ابیه بود. ابن زیاد او را در روز هشتم ذى حجّه سال 60 هجرى قمرى به دلیل حمایت از مسلم بن عقیل در كوفه به شهادت رساند و سربریده او و سر مسلم را براى یزید فرستاد.

11. کمیل بن زیاد
کمیل بن زیاد نخعی نیز دیگر چهره درخشان یمنی ثبت شده در تاریخ اسلام و تشیع است. او پیامبر صلی الله علیه و آله را درک کرده و پس از رحلت آن حضرت در زمره یاران خاص امیرالمؤمنین علیه السلام قرار گرفت و پس از امیرالمؤمنین نیز جزء یاران امام حسن مجتبی علیه السلام بود. کمیل به شجاعت و عبادت و زهد مشهور بود. روایت می کنند که كمیل‏ به حضور رسول صلّى اللَّه علیه و آله عرضه نمود که «اصبحت مؤمنا موقنا» یعنى شب را به صبح رسانده ام در حالى كه اهل ایمان و یقین هستم و رسول الله گفتار او را تصدیق فرمود. (درخشان پرتوى از اصول كافى ؛ ج‏2 ؛ ص74)

کمیل بن زیاد به خاطر محبتش نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام و خدماتش به اسلام و تشیع، مورد بغض و کینه حجاج بن یوسف قرار گرفت و به دستور او به شکلی فجیع در سن صد سالگی به شهادت رسید.

مرحوم شیخ مفید در کتاب ارشاد می نویسد: چون حجاج- لعنه اللَّه- در كوفه فرماندار شد، كمیل بن زیاد را خواست، كمیل بگریخت، حجاج كه این خبر را شنید آن حقوقى كه از بیت المال به فامیل و قبیله كمیل مى‏دادند، یكسره برید. كمیل كه چنین دید با خود گفت: من پیرى سالخورده هستم و عمرم به سر آمده، روا نیست كه به خاطر من حقوق قبیله من قطع شود. پس از آنجا كه گریخته بود بیرون آمد و به كوفه رفت و خود را به حجاج سپرد. همین كه چشم حجاج به او افتاد، گفت: من بسیار دوست داشتم كه به تو دسترسى پیدا كنم، كمیل گفت: آوازت را بر من درشت مكن، و مرا  تهدید منما، به خدا سوگند از عمر من چیزى نمانده جز مانند باقى مانده غبار، پس هر چه خواهى در باره من انجام ده زیرا میعادگاه نزد خدا است، و پس از كشتن حساب در كار است.

و همانا خبر داده است به من امیر المؤمنین علیه السّلام كه تو كشنده من خواهى بود! حجاج گفت: پس حجت بر تو تمام است؟ كمیل گفت: این در صورتى است كه قضا و قدر به دست تو باشد؟ حجاج گفت: آرى به دست من است. تو همان كسى هستى كه در زمره كشندگان عثمان بن عفان بودى، بزنید گردنش را! پس گردنش را زدند. (الإرشاد للمفید / ترجمه رسولى محلاتى ؛ ج‏1 ؛ ص328)

در کتاب الغارات در ضمن نقل این روایت آمده است که حجاج در ضمن صحبتهای خود نام علی امیر المؤمنین علیه السلام را برد و کمیل با شنیدن نام آن حضرت بر او صلوات فرستاد. این کار او، حجاج را به خشم آورد و به او گفت کسی را مامور قتل تو خواهم کرد که کینه اش نسبت به علی بیش از محبت تو نسبت به او باشد. و حجاج ابن ادهم را که اهل حمص و در کینه نسبت به امیرالمؤمنین مشهور بود، مامور قتل او کرد. (الغارات (ط - الحدیثة) ؛ ج‏2 ؛ ص944)

12. مقداد بن اسود کندی                       
مقداد بن اسود کندی نیز در متون تاریخی در زمره اهالی قبیله کنده حضر موت یمن بر شمرده شده است. در کتاب مختصر البصائر در روایتی مقداد در زمره بیست نفر از اهالی یمن قلمداد شده است که رجعت خواهند کرد و در زمره اصحاب خاص حضرت حجت سلام الله علیه خواهند بود  (مختصر البصائر، ص: 475 / بحار الأنوار ج‏53، ص: 86)

مقداد بن اسود از درخشانترین ستارگان سپهر اسلام و تشیع است. مقداد در روزگار جاهلیت، از ساکنان حضرموت بود ولی در اثر دشمنی ای که برایش پیش آمد به مکه گریخت و به فرزند خواندگی اسود بن عبد یغوث درآمد. مقداد در آغاز بعثت به دین اسلام گروید و در شمار آن هفت تنی بود که برای نخستین بار در مکه اسلام خود را آشکار ساختند.

مقداد سیزدهمین کسی است که به دین اسلام گرویده و در سخت ترین اوضاع، وحشتناک ترین شکنجه های مشرکان را تحمل کرده است. مقداد، با وجود سخت گیری مشرکان، نه تنها از دین خود دست برنداشت، بلکه روز به روز بر ایمان و باورش افزوده شد و حتی به مرتبه ای از کمال دست یافت که در زمره دوستان رسول خدا و کانون احترام پیامبرصلی الله علیه و آله قرار گرفت. شخصی به نام بریده می گوید: «پدرم از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود: خداوند مرا به دوستی با چهارتن فرمان داد و به من خبر داد که آنان را دوست بدارم. از ایشان پرسیدند: آن چهار تن کیستند؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله سه بار فرمود: علی، ابوذر، سلمان و مقداد.»



ج: یمنی‌ها در دوران ظهور

برای یمنی ها در دوران ظهور حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف نیز نقشی بسیار اساسی و ویژه در روایات مشاهده می شود که در اینجا به چند روایت آن اشاره می کنیم:

یمنی‌ها اصل شیعه‌اند/ 34 شهید کربلا، مالک اشتر، کمیل، مقداد، اویس، حُجر، عمرو بن‌حمق و هانی، یمنی بوده‌اند/ فروپاشی آل‌سعود به دست یمنی‌ها از مقدمات ظهور است
 
1. خروج یمنی همراه با لشگری از یمن جزء نشانه های حتمی ظهور است:
ـ امام صادق علیه السلام فرمود: پنج چیز قبل از قیام قائم واقع خواهد شد: خروج یمنی و سفیانی و ندای آسمانی و فرورفتن لشگری در بیداء و کشته شدن نفس زکیه (کمال الدین ص 588/ خصال ج 1 ص 303)
ـ یعقوب بن سراج گفت: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: «فرج شیعیان شما كى خواهد بود؟» فرمود: «هنگامى كه بنى عباس با هم كشمكش داشته باشند و پایه دولتشان سست گردد و كسى كه هیچ گاه در خود احساس طمع به دولت آنها نمى‏كرد، چشم به دولتشان بدوزد؛ عرب هم از زیر بار زور و مشقت آزاد گردند؛ شوكت هر صاحب شوكتى برطرف شود؛ هنگامی که سفیانى و یمنى ظاهر گردند و حسنى هم حركت كند، صاحب الامر با میراث پیغمبر از مدینه به مكه می‌رود.» عرض كردم: «میراث پیغمبر چیست؟» فرمود: «شمشیر، زره، عمامه، پیراهن، عصا و اسب آن حضرت، با لوازم و زینش.») غیبت نعمانی: 270/ بحار الانوار ج 52 ص 242)

یمنی‌ها اصل شیعه‌اند/ 34 شهید کربلا، مالک اشتر، کمیل، مقداد، اویس، حُجر، عمرو بن‌حمق و هانی، یمنی بوده‌اند/ فروپاشی آل‌سعود به دست یمنی‌ها از مقدمات ظهور است

2. لشگر یمنی به حق و راه راست دعوت می‌کند
ـ ابو بصیر از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده است كه فرمود: «آمدن سفیانى و یمنى و خراسانى، در یک سال و یک ماه و یک روز است، مانند گردن‌بندى كه دانه‏‌هاى آن منظم و یكى از پى دیگرى است... در میان آنها پرچم یمنی هدایت‌یافته‌تر است و پرچم او پرچم هدایت است، زیرا او مردم را به پیروى از صاحب شما دعوت می‌كند. وقتى یمنى قیام كرد، فروش اسلحه بر مردم و هر مسلمانى ممنوع می‌شود. وقتى او خروج كرد، به طرف وى بروید، زیرا لشكر او بر حق است و نمى‏‌باید كه مسلمانى، از وى سرپیچى كند. هر كس از دعوت وى سرپیچد، از اهل دوزخ به شمار می‌رود، چه که وى، مردم را دعوت به حق و راه راست مى‏‌كند.»

ابو بصیر می‌گوید: سپس حضرت فرمود: «زوال دولت بنى‌فلان، مانند سركشیدن كوزه آب است كه به دست مردى باشد و ناگهان از دستش بیفتد و بشكند، در حالى كه او توجه ندارد و فقط موقعى كه از دستش مى‏افتد، تكانى می‌خورد! نابودى دولت آنها نیز به همین مثابه است و عیش و نوشى كه دارند، آنها را از نابودى ملك و سلطنت غافل می‌كند.» (غیبت نعمانی ص 255)

از مجموع مطالب فوق این موضوع به وضوح به دست می‌آید که سرزمین یمن و مردم آن واجد شایستگی های فراوانی بوده و هستند و اکنون که مورد حمله وحشیانه رژیم وابسته آل سعود با پشتیبانی آمریکا و اسراییل قرار گرفته اند، سزاوار هر گونه حمایت و همدلی هستند و امید می‌رود که حمله به مردمی چنین عریق و شریف، سرانجامی جز نابودی متجاوزان و تزلزل و فروپاشی رژیم آل سعود که از مقدمات ظهور حضرت حجت سلام الله علیه است، نداشته باشد. و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون. 



تاریخ : دوشنبه 4 آبان 1394 | 01:37 ب.ظ | نویسنده : لطیفه زارعی | نظرات

  • گلوله
  • فراخوانی
  • کارت شارژ همراه اول