تبلیغات
اشک انار (ادبی ،اجتماعی)) - مصیبت امام حسین (شب دهم)


اگر چه به یارانش می گفت باوفاتر و استوارتر از شماها ندیدم و شما کلچین روزگارید ولی فردا عصر تنهای تنها شد و در حالی که آرام آرام می گفت العطش العطش ، به یاران در خون خلتیده خود نگاه می کند / چند روز که کربلا می روی اینقدر به امام حسین علاقه مند می شوی که وقتی می خواهی بر می گردی دوست داری نرفته ، برگردی ، حال ببین که رفتن حسین چقدر برای زینب کبری سخت است (امان از دل زینب ) لذا در موقع خداحافظی امام حسین از خیمه ها ، چه غوغائی که راه نیافتاد وقتی آقا گفت : یا سكینه،یا رباب،یازینب،یا ام الكلثوم، علیکنّ منی السلام صدای ضجه ی بود که از خیمه بلند شد آقا فرمود آرام بگیرید که گریه های شما در پیش روست (مَهلاً فَإنَّ البُکاءَ أمامَکُم) خصوصا زمانی که امام حسین بگوید خواهرم امانتی مادر را بیاور و چون بگیرد آن پیراهن را با نیزه پاره پاره کند ، زینب چه حالتی پیدا می کند من که نمی دانم فقط می گویم امان از دل زینب / امام چند روز آب نخورده بعد از ماجرای حضرت عباس خودش برای آب آوردن اقدام کرد ولی تا شط فرات حد اقل 72 زخم شمشیر خورد / آقا خسته و عطشان ، خواست نفسی تازه کند ، که او را تیر باران کردند و تیری بر پیشانی حضرت زدند و چون خواست خون را از صورتش پاک کند ، تیره سه شعبه ای بر سینه او زدند ، و چون امکان خروج از جلوی سینه نبود بایستی از پشت سر در آورد ، با عمودی بر او زدند ، آقا با صورت سمت راست بر روی زمین افتاد و خودش را به گودی قتگاه رساند ولی کسی جرات آمدن را نداشت حتی عمر بن سعد/ آقا تا چشمش به شمر نیافتاده بود چیزی به خواهرش در کودی قتگاه نگفت و چون شمر را دید فرمود اِرجعى اِلى الفسطاط برو داخل خیمه اینجا نباش / به قول امام باقر علیه السلام ، امام حسین خود برای پنج نوع وسیله کشته شدن آماده می کرد نیزه ، و شمشیر ، و تیر ، و سنگ ، و زخم زبان چهار تای آن تا قبل از گودی قتگاه و پنجمی درگودی قتگاه چرا که تا شمر وارد گودی قتگاه شد و لب های تشنه آقا را دید گفت بلند شو شنیدم بابات ساقی کوثره بگو بابایت سیرآبت کند / و چون تشنگی لب و زبان و زانو و چشم و جکر را از کار می اندازد حسین توانست فقط زبانش را دور دهانش بچرخاند و شمر روی سینه آقا نشست / از ذکر بقیه معذورم که در توان من نیست و در شب غیر عاشورا هم نمی توان خواند.

تاریخ : دوشنبه 4 آبان 1394 | 10:16 ق.ظ | نویسنده : لطیفه زارعی | نظرات

  • گلوله
  • فراخوانی
  • کارت شارژ همراه اول