تبلیغات
اشک انار (ادبی ،اجتماعی)) - هرچه خواهش کردم فایده نداشت و صبحدم آمد

هر چه خواهش کردم فایده نداشت

صبحدم آمد

من در تلخ ترین صبح تاریخ ایستاده ام


شب با تمام خاطراتش  و عارفانه هایش


 وبا اخرین بار دیدن حسین ویارانش



زیبا ترین ومضطرب ترین  شب نشینیش

 به پایان رسید

هرچه خواهش کردم فایده نداشت

ای تنها شبی که دوست نداشتم تمام شوی

 وای تنها صبحی که نمی خواستم ببینمت

شما همه چیز را می دانید

رازها، نیازها

وگریه التماسها

شب تو می دانی

چرا حسین در تو چراغ خاموش کرد

می دانی چرا در تو خارها را جمع کرد

می دانی نگاههای سرگردان کودکان حرم را

ای ظهر عاشورا

تو زیباترین نماز دنیا را به خود دیدی

وعطشناک ترین لحظه تاریخ با تو آغاز شد

یک سو تشنه ترین به دنیا

ویک سو تشنه ترین به حقیقت


وای بر تو عصر عاشورا

ای تلخ ترین لحظه تاریخ

کاش نبودی تا علی اضغر

برای خودش جوانی رشید می شد

وعلی اکبر

تا هنوز هم

با ما بود

وای بر تو عصر عاشورا

72 جانبازی
 
72 عشق

چادرهای سوخته

مشکهای دوخته

ودلهای شکسته

را دیدی

 سخت ترین وتلخ ترین نقطه تاریخ

می ترسم دوباره تکرار شوی

این روزها از اشکهایم هم می ترسم

از الهم عجل  گفتن هایم هم می ترسم

چندین هزار دعوتنامه کتبی را زیر پا گذاشتیم

 واکنون ملیونها قول شفاهی جای آن را گرفته: که  اماممان بیا وقیام کن

می ترسم از دعوتنامه هایمان

ومی ترسم مسلم را دوباره در کوچه های بی وفایی ...

می ترسم

کاش اشکهایم

با مال حلال وکمی ایمان مزین بود خیالم جمع می شد

می ترسم این روزها می ترسم

سال 61
 72 نفر شدند
واکنون
هزار وسیصد وچند سال گذشته

با اینهمه پیشرفت علم وجمعیت

 واینهمه عزادار

هنوز 313 نفر نشدیم

می ترسم

خودم را دقیقا وسط تلخ ترین لحظه تاریخ قرار می دهم

 آری جای حبیب مظاهر نگرفته

حر هم نشده

می ترسم یکی مثل همینهایی باشم که هر روز لعنتشان می کنم
 
می ترسم

لطیفه زارعی کاکی 23 آبان 1392 مصادف با عاشورای حسینی





تاریخ : چهارشنبه 7 آبان 1393 | 02:42 ب.ظ | نویسنده : لطیفه زارعی | نظرات

  • گلوله
  • فراخوانی
  • کارت شارژ همراه اول